سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

مهد سودا جون

سلام عشق مامان ببخشید که مدتی هست که برات چیزی ننوشتم. یکم درگیر مهد شما بودم. بالاخره شما رو مهد کودک گذاشتم. کل هفته گذشته من و شما با هم می رفتیم مهد و من پشت در کلاس شاهد گریه کردنهای شما می بودم. شما به هیچ عنوان مهد رو دوست نداری و الانم تقریبا با گریه می زارمت مهد. امروز اولین روزی هست که شما با مامانی و بابا علی رفتی مهد. امیدوارم که خیلی اذیت نشی دختر نازم. خیلی خیلی دوست دارم دخمل خوشگلم.
17 آبان 1393

جیگر خاله حسین جان

سلام عزیزم برات چند تا عکس از حسین پسر خاله الهام می زارم . شما حسین رو خیلی دوست داری عزیزم.       ...
17 آبان 1393

مهر و شیرین کاری های دخملم

سلام عسل مامان نمی دونی که چقدر شیرین زبون و خانوم شدی. اکثر کلمات رو یاد داری و یکسره شیرین زبونی می کنی. به شدت حس بویایی قوی داری و خیلی جالبه که اکثر بوها رو تشخیص می دی. چند روز پیش از کنار کارخانه نان رضوی رد می شیدیم که با کلی ذوق به من گفتی که بوی شیرینی می یاد . من و بابایی متعجب شدیم و کلی قربون صدقه ات شدیم. اهنگ گوشی مامانی رو حفظ کردی و بعد از اینکه زنگ می خوره شما می خونیش.   خبر تازه هم اینکه از دیروز بابایی عینک می زنه و جالبه اینه که اصلا شما بهش دست نمی زنی.  
27 مهر 1393

مهر ماه 93

سلام عزیز دل مامان نمی دونی خوشگل من که چقدر ناز و بلبل زبون شدی برات کلی فیلم از چل چلی هات گرفتم که وقتی بزرگ شدی ببینی که کوچولو بودی چقدر ناز بودی.دیروز با بابایی و مامان زری فیلم تولدتو دیدم. شما خیلی ناراحت بودی عزیزم و گریه کردیم برای همین فیلم رو قطع کردیم عزیزم. در ادامه برات چند تا عکس می زارم عزیز دلم.           ...
19 مهر 1393

بزرگ شدن دخمل گلم

سلام عشق مامان خداروشکر شما دیگه بزرگ شدی و بعد از دو هفته تلاش شما از پوشک گرفته شدین و الان به راحتی جیشتو می گی. فقط هنوز شبها پوشک میشی و دلیلش اینکه تا صبح نزدیک به نیم لیتر شیر می خوری و اگه بخوام تو خواب بیدارت کنم خیلی گناه داری. باز هم تاکید می کنم که بیشتر این زحمت بر روی دوش مامانی بود چون چندین بار شما تو خونه یا باغ دسته گل به آب می دادی و مامانی کلی آب کشی می کرد. خبر دیگه اینکه پنج شنبه با هم رفتیم مهدکودک و شما نسبت به دفعه های پیش بهتر عمل کردی عزیزم. این خیلی خوب بود و احتمالا تا یک ماه آینده می زارمت مهدکودک. خبر آخر هم دیروز من و شما و بابایی سه تایی واکسن انفولانزا زدیم به این امید که زمستان امسال سرما نخوریم. ...
14 مهر 1393

عکسهای جدید

سلام دخمل نازم بابا جون زحمت کشید و یه گوشی خوب برای مامانی خرید. منم خیلی زیاد دارم از شما عکس و مخصوصا فیلمهای خیلی زیادی می گیرم. دوسن دارم وقتی بزرگ شدی هزارتان عکس و فیلم از کارهای کوچولویت داشته باشی دخمل نازم.  
8 مهر 1393

عسل مامان در شهریور 93

سلام عشق مامان نمی دونی چقدر ناز نازی شدی عزیزم کلی شیرین زبونی می کنی . بعضی اوقات مامان رو بغل می کنی و می گی آخ جون آخ جون. دلم روزها خیلی خیلی تنگ می شه. یاسینا رو هم خیلی خیلی دوست داری و هر روز کلی باهاش بازی می کنی. برات چند تا عکس از عروسی پسر دایی مامان ( مسعودآقا ) می زارم.               ...
31 شهريور 1393

آتلیه به مناسبت دومین تولد دخمل نازم

یک هفته قبل از تولدت دختر نازم ، 7 شب وقت آتلیه گرفتم که به مناسبت تولدت چندتا عکس بگیرم که متاسفانه شما قبل از رفتن به قدری گریه کردی که کنسل کردم و کلا نرفتیم .روز تولدت از آتلیه روناک تماس گرفتن که به مناسبت تولد دخترتون 20 درصد تخفیف بهتون می دیم. مامان هم از خدا خواسته برای پنج شنبه وقت گرفت. من و شما و خاله الهام جون به همراه حسین کوچولو پنج شنبه رفتیم آتلیه و 6 تا عکس قشنگ ازتون گرفتیم و کلی شما و حسین کوچولو گریه کردین و بقدری خسته شده بودیم که موقع انتخاب عکس خوابتون برد.آتلیه هم به مناسبت تولدت یک کیک کوچولو هم به شما هدیه داد. تا چند هفته دیگه عکسهات آماده می شه و برات می زارم عزیزم.  
22 شهريور 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد