مهد سودا جون
سلام عشق مامان ببخشید که مدتی هست که برات چیزی ننوشتم. یکم درگیر مهد شما بودم. بالاخره شما رو مهد کودک گذاشتم. کل هفته گذشته من و شما با هم می رفتیم مهد و من پشت در کلاس شاهد گریه کردنهای شما می بودم. شما به هیچ عنوان مهد رو دوست نداری و الانم تقریبا با گریه می زارمت مهد. امروز اولین روزی هست که شما با مامانی و بابا علی رفتی مهد. امیدوارم که خیلی اذیت نشی دختر نازم. خیلی خیلی دوست دارم دخمل خوشگلم.
نویسنده :
neda
9:22







